عطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 7شمارهٔ 7شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انممردنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر دست دهد به زندگانم مردنآسان باشد به یک زمانم مردن2نقل کریںیک لحظه همی چنان که میباید زیستگر زیسته آید، بِهْ توانم مردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر اصل چو مقبول ونه مهمل بودمنه بوالعجب احوال و نه احول بودمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 6اگلی نظمگفتم که اگرچه هست کارم بنظاماز ترس تو میطپم چو مرغی در دامعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 8ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر اصل چو مقبول ونه مهمل بودمنه بوالعجب احوال و نه احول بودمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 6
اگلی نظمگفتم که اگرچه هست کارم بنظاماز ترس تو میطپم چو مرغی در دامعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 8