عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازمدارصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل، خستهٔ چشم ناوک انداز مدارجان بستهٔ آن زلفِ فسونساز مدار2نقل کریںشوریدهٔ زنجیر سرِزلفِ توامزنجیر ز شوریدهٔ خود باز مدار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بادهٔ عشق تو خماری دارموز هرچه نه عشقِ تو کناری دارمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 38اگلی نظماول که به پیشِ خویشتن راهم دادصد وعدهٔ وصل گاه و بیگاهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بادهٔ عشق تو خماری دارموز هرچه نه عشقِ تو کناری دارمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 38
اگلی نظماول که به پیشِ خویشتن راهم دادصد وعدهٔ وصل گاه و بیگاهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 40