عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سچندرویصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل به امید هم نفس چند رویتو هیچ نیی درین هوس چند روی2نقل کریںاو خورشیدست از آسمان میتابدتو سایهٔ بر زمین سپس چند روی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم: جانا هیچ کسی جانان یافتیا در همه عمر آن چه همی جست آن یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 41اگلی نظمچون وصل نیامد به کسی اولیتربی همنفسی هر نفسی اولیترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 43ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم: جانا هیچ کسی جانان یافتیا در همه عمر آن چه همی جست آن یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 41
اگلی نظمچون وصل نیامد به کسی اولیتربی همنفسی هر نفسی اولیترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 43