عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سیاولیترہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون وصل نیامد به کسی اولیتربی همنفسی هر نفسی اولیتر2نقل کریںچون نیست به وصل او رسیدن ممکندر هجر گریختن بسی اولیتر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل به امید هم نفس چند رویتو هیچ نیی درین هوس چند رویعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 42اگلی نظماین گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکسترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 44زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون هستی را نیست کسی اولیتربازی که توداری مگسی اولیترعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل به امید هم نفس چند رویتو هیچ نیی درین هوس چند رویعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 42
اگلی نظماین گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکسترعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 44
چون هستی را نیست کسی اولیتربازی که توداری مگسی اولیترعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 24