عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: لاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر در هیچی مایهٔ شادی و بقاستور در همهای قاعدهٔ درد و بلاست2نقل کریںتا در همهای در همه بودن ز هواستبگذر ز همه و هیچ میندیش که لاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم راه تن و هم ره جان او گیردهر ذره که هست در میان او گیردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 13اگلی نظمدلشاد مشو ز وصل اگر در طربیدل تنگ مکن ز هجر اگر در تعبیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 15زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنام بت من که مه ز رویش خجل استده حرف ز نظم حافظ مرتحل استحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 95 - رباعیاینبار نه بانگ چنگ و نای و دهلاستکاین بار شکار شیر و جنگ مُغُلاست!سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 12مسجود ملایک دو تن از آب و گل استز آدم چو گذشت این نگار چگل استعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 34ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم راه تن و هم ره جان او گیردهر ذره که هست در میان او گیردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 13
اگلی نظمدلشاد مشو ز وصل اگر در طربیدل تنگ مکن ز هجر اگر در تعبیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 15