هر کو گهر وصل تو در خواهد خواست
اول قدم از دو کون بر باید خاست
صد دریا موج میزند از غم این
این کار، به اشکی دو، کجا آید راست
زمین
راهی ست ز حق به خلق بس روشن و راست
راهی ست ز خلق سوی حق پر کم و کاست
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 19
دوری که در [او] آمدن و رفتنِ ماست،
او را نه نهایت، نه بدایت پیداست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 10
دارنده چو ترکیبِ طَبایع آراست
از بهرِ چه اوفْکَنْدَش اندر کموکاست؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 11
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه افکندش اندر کم و کاست؟
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 31
در دایرهای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت، نه نهایت پیداست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 34
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 38
دارنده، چو ترکیبِ طبایع آراست
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست؟
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 1
در دایرهای کآمدن و رفتنِ ماست
او را نه بدایت، نه نهایت پیداست
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات اصیلشمارهٔ 2
آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
آن ساده به از دو صد نگار زیبا است
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 117
آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
در مجلس ما نیست ندانیم کجاست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 118
فارسی متن کا ماخذ: گنجور