عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 34شمارهٔ 34شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رمتنیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیستدر عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست2نقل کریںگفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامشب ز پگاهی به خروش آمدهایچونست که مستتر ز دوش آمدهایعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 33اگلی نظمدوش آمد و گفت: ای وطن بگرفتهدو کون به هم ز جان و تن بگرفتهعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 35ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامشب ز پگاهی به خروش آمدهایچونست که مستتر ز دوش آمدهایعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 33
اگلی نظمدوش آمد و گفت: ای وطن بگرفتهدو کون به هم ز جان و تن بگرفتهعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 35