عطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 23شمارهٔ 23شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیرست که سودای تو در سر دارموز عشق دلی خون شده در بر دارم2نقل کریںدر راه تو یک مذهب و یک شیوه نیمهر لحظه، به نو، مذهب دیگر دارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچندان که دلم سوی تو بشتابد بازهر دم کاری دگر بر او تابد بازعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 22اگلی نظمای قاعدهٔ عشق تو جان افزاییخاصیت حسن تو جهان آراییعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 24زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: زاتش افسر دارمهر لحظه به نو سوزش دیگر دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 68ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچندان که دلم سوی تو بشتابد بازهر دم کاری دگر بر او تابد بازعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 22
اگلی نظمای قاعدهٔ عشق تو جان افزاییخاصیت حسن تو جهان آراییعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 24
شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارمهر لحظه به نو سوزش دیگر دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 68