عطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمینشودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل نیست که از عشق تو خون مینشودتن نیست که از تو سرنگون مینشود22نقل کریںجان از تن غم کشم برون رفت و هنوزسودای تو از سرم برون مینشود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق تو خوف و خطرم بسیارستخون دل وآه سحرم بسیارستعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 37اگلی نظمدر دست جفای تو زبون است دلمدر پای غم تو سرنگون است دلمعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 39◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق تو خوف و خطرم بسیارستخون دل وآه سحرم بسیارستعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 37
اگلی نظمدر دست جفای تو زبون است دلمدر پای غم تو سرنگون است دلمعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 39