عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 75شمارهٔ 75شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارمدادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم دادزلف تو ز پی شکست بسیارم داد2نقل کریںبا لعلِ لبِ تو کارِ ما چون زر بودزلفت به ستیزه تاب در کارم داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیچاره دلِ من که غمِ جانش نیستدر درد بسوخت و هیچ درمانش نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 74اگلی نظمتا کی کمرِ عهد و وفا باید بستزنّارم ازان زلفِ دو تا باید بستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 76ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیچاره دلِ من که غمِ جانش نیستدر درد بسوخت و هیچ درمانش نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 74
اگلی نظمتا کی کمرِ عهد و وفا باید بستزنّارم ازان زلفِ دو تا باید بستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 76