عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 74شمارهٔ 74شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انشنیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبیچاره دلِ من که غمِ جانش نیستدر درد بسوخت و هیچ درمانش نیست2نقل کریںگفتم که سرِ زلفِ تو دستش گیرددر پای فکندی که سر آنش نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای پردهٔ دل پرده نوازت بودهجان هم نَفَسِ پردهٔ رازت بودهعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 73اگلی نظمگر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم دادزلف تو ز پی شکست بسیارم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 75ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای پردهٔ دل پرده نوازت بودهجان هم نَفَسِ پردهٔ رازت بودهعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 73
اگلی نظمگر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم دادزلف تو ز پی شکست بسیارم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 75