عطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونافتادستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن پسته میان مغز چون افتادستیا آن خط فستقی کنون افتادست2نقل کریںیا مغز دران پسته نمیگنجیدستوز تنگی جایگه برون افتادست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا خط تو بر خون جگر میخوانمگوئی که غم دلم زبر میخوانمعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 16اگلی نظمدوش آمد و گفت: «آمدهام حور سرشتتاختم کنم ملکت حوران بهشت»عطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا خط تو بر خون جگر میخوانمگوئی که غم دلم زبر میخوانمعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 16
اگلی نظمدوش آمد و گفت: «آمدهام حور سرشتتاختم کنم ملکت حوران بهشت»عطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 18