عطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: برمیخوانمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا خط تو بر خون جگر میخوانمگوئی که غم دلم زبر میخوانم2نقل کریںاز من ببری دلی چو خط آوردیزیرا که من از خط تو بر میخوانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز پستهٔ تو سبزهٔ خط بر رسته استیا مغز ز پستهٔ تو بیرون جسته استعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 15اگلی نظمآن پسته میان مغز چون افتادستیا آن خط فستقی کنون افتادستعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز پستهٔ تو سبزهٔ خط بر رسته استیا مغز ز پستهٔ تو بیرون جسته استعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 15
اگلی نظمآن پسته میان مغز چون افتادستیا آن خط فستقی کنون افتادستعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 17