عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شبودنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر خاکِ درت پای در آتش بودنخوشتر بودم کز دگری خوش بودن2نقل کریںگفتی: «ستمم مکش!» خوشم میآیداز چون تو سمن بری ستم کش بودن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز درد تو ای ماهِ دل افروز آخرشب چند آرم چو شمع با روز آخرعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 2اگلی نظمگفتی که «تو را چو خاک گردانم پستتا نیز به زلفِ دلکشم ناری دست»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 4زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر بند بلای آن بت کش بودنصد بار بتر زان که در آتش بودنسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 309گاهم ز سگ نفس مشوش بودنگاهم ز سر خشم بر آتش بودنعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز درد تو ای ماهِ دل افروز آخرشب چند آرم چو شمع با روز آخرعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 2
اگلی نظمگفتی که «تو را چو خاک گردانم پستتا نیز به زلفِ دلکشم ناری دست»عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 4
گاهم ز سگ نفس مشوش بودنگاهم ز سر خشم بر آتش بودنعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 15