عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونماندهدیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگه جان، دل خویش، غرق خون مانده دیدگه سرگردان و سرنگون مانده دید2نقل کریںدر دریایی که خویش گم باید کردچندان که درون رفت برون مانده دید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصد قطره که یک آب نماید جملهچون روی به اصحاب نماید جملهعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 29اگلی نظمآن بحر که موجش گهر انداز آیددر سینهٔ عاشقان به صد ناز آیدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 31ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصد قطره که یک آب نماید جملهچون روی به اصحاب نماید جملهعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 29
اگلی نظمآن بحر که موجش گهر انداز آیددر سینهٔ عاشقان به صد ناز آیدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 31