صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
  4. »شمارهٔ 48

شمارهٔ 48

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: وز

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

ای تیرگی زلف توام دین افروز

وی روشنی روی توام راه آموز

2

من در شبم از تو روز میخواهم، روز

و افسردهام از تو سوز میخواهم، سوز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نادیده ترا دیدهٔ من دل برخاست

وز سوز فرونشست و خاکستر خاست

عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 47

اگلی نظم

گفتم به بر سوختهٔ خویش آیی

تو پادشهی کی بر درویش آیی

عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 49

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز

آتش بزن و هرچه به جز عشق بسوز

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 931

شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز

روز است شبم ز روی آن روز افروز

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 955

میگوید مرمرا نگار دلسوز

میباید رفت چون به پایان شد روز

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 969

هین وقت صبوحست میان شب و روز

غیر از مه وخورشید چراغی مفروز

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 971

یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز

تابد به تو اینچنین مه جان‌افروز

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 973

ای ماه شب‌افروز شبستان‌افروز

خرم تن آنکه با تو باشد شب و روز

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 83

یا روی به کنج خلوت آور شب و روز

یا آتش عشق بر کن و خانه بسوز

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 84

امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز

ای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز

عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 29

گفتی چه کنم تا شب من گردد روز

وز نورِ سوادِ فقر گردم فیروز

عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 39

گر هست دلت سوختهٔ جان افروز

از شمع میانِ سوختن عشق آموز

عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 58

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور