عطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهیداشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشتدر گوشه نشست و منصبِ شاهی داشت2نقل کریںچون نیست ز نفسِ تو کسی دشمنترپس از که امیدِ دوستی خواهی داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نفس سگیست بدگمان چتوان کردگلخن دارد پر استخوان چتوان کردعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 17اگلی نظمآنها که مدام از پس این کار شونددر کشتن این نفس ستمکار شوندعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 19ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نفس سگیست بدگمان چتوان کردگلخن دارد پر استخوان چتوان کردعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 17
اگلی نظمآنها که مدام از پس این کار شونددر کشتن این نفس ستمکار شوندعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 19