عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ننمیدانستمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر خاک ترا وطن نمیدانستموان ماه تو در کفن نمیدانستم22نقل کریںمیدانستم که بی تو نتوانم زیستبی روی تو زیستن نمیدانستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز کفر بتر بی تو غنودن ما راآخر ز تو گفتن و شنودن ما راعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 30اگلی نظمتا چند کشم ز مرگ تو درد از تووز سینهٔ آتشین دم سرد از توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 32◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز کفر بتر بی تو غنودن ما راآخر ز تو گفتن و شنودن ما راعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 30
اگلی نظمتا چند کشم ز مرگ تو درد از تووز سینهٔ آتشین دم سرد از توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 32