عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردازتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا چند کشم ز مرگ تو درد از تووز سینهٔ آتشین دم سرد از تو2نقل کریںای چشم و چراغ گو که تدبیرم چیستچون بردم رنج خاک برخورد ازتو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر خاک ترا وطن نمیدانستموان ماه تو در کفن نمیدانستمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 31اگلی نظمدردا که بر چون سمنت میریزدزلف سیه پرشکنت میریزدعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 33زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای آن که دل زندهٔ تو مُرد از توناخورده ز صافِ عشق یک دُرد از توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 59ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر خاک ترا وطن نمیدانستموان ماه تو در کفن نمیدانستمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 31
اگلی نظمدردا که بر چون سمنت میریزدزلف سیه پرشکنت میریزدعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 33
ای آن که دل زندهٔ تو مُرد از توناخورده ز صافِ عشق یک دُرد از توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 59