عطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اتیداریصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم:چه شود چو لطف ذاتی داریکز قرب خودم غرق حیاتی داری2نقل کریںعزت، به زبان سلطنت، گفت:بروتاکی ز تو خطی و براتی داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماول بنگر به جانِ چون برقِ همهو آخر به میان خاک و خون غرقِ همهعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 2اگلی نظمگفتم:به غمم قیام کی بود تراگفتا: غم من تمام کی بود تراعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 4ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماول بنگر به جانِ چون برقِ همهو آخر به میان خاک و خون غرقِ همهعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 2
اگلی نظمگفتم:به غمم قیام کی بود تراگفتا: غم من تمام کی بود تراعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 4