عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: الافتادهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای حسن تو درحدّ کمال افتادهشرح دهنت کار محال افتاده2نقل کریںخورشید، که در زیر نگین دارد ملک،از شرم رخ تو در زوال افتاده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی عشق تو زیستن دریغم آیدجز از تو گریستن دریغم آیدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 20اگلی نظمخورشید که چرخ در نکوئیش آوردگوئی که برای یافه گوئیش آوردعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 22ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی عشق تو زیستن دریغم آیدجز از تو گریستن دریغم آیدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 20
اگلی نظمخورشید که چرخ در نکوئیش آوردگوئی که برای یافه گوئیش آوردعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 22