عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارامدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزین پیش دلم بستهٔ پندار آمدپنداشت که فتوی دِه اسرار آمد2نقل کریںو امروز که دیدهای بدیدار آمدکارم همه پشتِ دست و دیوار آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر حیرت و سودا چه توانم کردنبا این همه غوغا چه توانم کردنعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 16اگلی نظمآن سالکِ گرمرو که نامش جان استعمری تک زد که مقصدش میدان استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 18زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل در طلبش بجان گرفتار آمدجان نیز چو شمع عاشق زار آمدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 35ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر حیرت و سودا چه توانم کردنبا این همه غوغا چه توانم کردنعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 16
اگلی نظمآن سالکِ گرمرو که نامش جان استعمری تک زد که مقصدش میدان استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 18
دل در طلبش بجان گرفتار آمدجان نیز چو شمع عاشق زار آمدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 35