عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 35شمارهٔ 35شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارامدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل در طلبش بجان گرفتار آمدجان نیز چو شمع عاشق زار آمد2نقل کریںکس ره نبرد بدو که آن ماه دو کونآن لحظه نهان شد که پدیدار آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگنجت باید به رنج خو باید کردجان وقف بلای عشق او باید کردعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 34اگلی نظمچون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گوییعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزین پیش دلم بستهٔ پندار آمدپنداشت که فتوی دِه اسرار آمدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگنجت باید به رنج خو باید کردجان وقف بلای عشق او باید کردعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 34
اگلی نظمچون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گوییعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36
زین پیش دلم بستهٔ پندار آمدپنداشت که فتوی دِه اسرار آمدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 17