عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستیدردلصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفتی و مرا خار شکستی در دلدر دیدهنیی اگرچه هستی در دل2نقل کریںبر خاک تو برخاست دل پرخونمکز دیده برفتی و نشستی در دل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر خاک تو چون بنفشهام سر در بربیبرگ گلت چو حلقه ماندم بر درعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 13اگلی نظمای کرده شب باز پسین ماتم خویشگِل کرده، زمین ز دیدهٔ پر نم خویشعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبر خاک تو چون بنفشهام سر در بربیبرگ گلت چو حلقه ماندم بر درعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 13
اگلی نظمای کرده شب باز پسین ماتم خویشگِل کرده، زمین ز دیدهٔ پر نم خویشعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 15