عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وانیخوشبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن رفت که عیشِ این جهانی خوش بودوان روز جوانی بخوانی خوش، بود2نقل کریںامروز که پیری به سر آمد شادموآن بود غلط زانکه جوانی خوش بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد عقل ز دست و سخت مضطر افتادتا موی چو سیم و روی چون زر افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 41اگلی نظمتا کی به هوس چارهٔ بهبود کنیمکان به که خوشی عزمِ سفر زود کنیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 43ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشد عقل ز دست و سخت مضطر افتادتا موی چو سیم و روی چون زر افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 41
اگلی نظمتا کی به هوس چارهٔ بهبود کنیمکان به که خوشی عزمِ سفر زود کنیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 43