عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمیسوزمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیرست که جان خویشتن میسوزموز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم2نقل کریںای کاش، شد آمدم نبودی که مدامتا آمدم از بیم شدن میسوزم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعمری که ز رفتنش چنین بیخبرمبگذشت چو باد و پیری آمد به سرمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 10اگلی نظمگاهی ز غم نفس وخرد میگریمگاهی ز برای نیک و بد میگریمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 12زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپیوسته ز عشق جان و تن میسوزمدر درد فراق خویشتن میسوزمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 47ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعمری که ز رفتنش چنین بیخبرمبگذشت چو باد و پیری آمد به سرمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 10
اگلی نظمگاهی ز غم نفس وخرد میگریمگاهی ز برای نیک و بد میگریمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 12
پیوسته ز عشق جان و تن میسوزمدر درد فراق خویشتن میسوزمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 47