عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 84شمارهٔ 84شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انچتوانكردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز عشق تو آمدم به جان چتوان کردسرگشته شدم گرد جهان چتوان کرد2نقل کریںچیزی که ز مین و آسمان تشنه بدانْسْتْمن سیر نمیشوم از آن چتوان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر محو دلم ز خویشتن مانَد بازدر توحیدم حجاب افتد آغازعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 83اگلی نظمگه عشق تو در میان جان دارم منگه جان ز غم تو بر میان دارم منعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 85زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون نفس سگیست بدگمان چتوان کردگلخن دارد پر استخوان چتوان کردعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر محو دلم ز خویشتن مانَد بازدر توحیدم حجاب افتد آغازعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 83
اگلی نظمگه عشق تو در میان جان دارم منگه جان ز غم تو بر میان دارم منعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 85
چون نفس سگیست بدگمان چتوان کردگلخن دارد پر استخوان چتوان کردعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 17