عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبفزودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزودبس درد که بر امید درمان بفزود2نقل کریںازمعنی بینهایتم جان میکاستچون جمله یکی گشت مرا جان بفزود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون سنگ وجود لعل شد کانم رادر میبینم قطرهٔ بارانم راعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 40اگلی نظمتا چند ز اندیشه به جان خواهم گشتتا کی ز هوس گرد جهان خواهم گشتعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون سنگ وجود لعل شد کانم رادر میبینم قطرهٔ بارانم راعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 40
اگلی نظمتا چند ز اندیشه به جان خواهم گشتتا کی ز هوس گرد جهان خواهم گشتعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 42