عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 49شمارهٔ 49شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مماصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفتیم و نبود هیچ کس محرم ماغم بود که بود روز و شب همدم ما2نقل کریںسبحان اللّه! به هرزه این عمرِ عزیزامد بسر و بسر نیامد غم ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که ز دُردی جهان مَست شدیمپشتی چو کمان و تیر از شست شدیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 48اگلی نظمای دل همه را بیازمودیم و شدیمبسیار بگفتیم و شنودیم وشدیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 50ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که ز دُردی جهان مَست شدیمپشتی چو کمان و تیر از شست شدیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 48
اگلی نظمای دل همه را بیازمودیم و شدیمبسیار بگفتیم و شنودیم وشدیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 50