عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 44شمارهٔ 44شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدامدهامصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهیچم من و در گفت و شنید آمدهامدر نیست پدید و بیکلید آمدهام2نقل کریںاین نیست عجب که گم بخواهم بودناینست عجب که چون پدید آمدهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعمری به فنا بر دلم آوردم دستتا دل ز فنا به زاری زار نشستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 43اگلی نظماین بیخودیی که من در آن افتادمشرحش بدهم که از چسان افتادمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 45ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعمری به فنا بر دلم آوردم دستتا دل ز فنا به زاری زار نشستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 43
اگلی نظماین بیخودیی که من در آن افتادمشرحش بدهم که از چسان افتادمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 45