عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رمچهتوانكردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلف تو برفت از نظرم چه توان کردبرد این دل زیر و زبرم چه توان کرد2نقل کریںگر من کمری ز زلف تو بربندمزنّار بود آن کمرم چه توان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماول که به پیشِ خویشتن راهم دادصد وعدهٔ وصل گاه و بیگاهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 40اگلی نظمدل دادم و ترکِ کفر ودینش کردمگمراهی و مفلسی یقینش کردمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماول که به پیشِ خویشتن راهم دادصد وعدهٔ وصل گاه و بیگاهم دادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 40
اگلی نظمدل دادم و ترکِ کفر ودینش کردمگمراهی و مفلسی یقینش کردمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 42