عطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 34شمارهٔ 34شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اشتهبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمسکین دل من تخم طلب کاشته بودعمری عَلَمِ عِلْم برافراشته بود2نقل کریںاز هرچه که پنداشته بود او همه عمرفی الجمله چه گویم، همه پنداشته بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشتبا دست تهی کیسهٔ پر میپنداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 33اگلی نظمگه خلوت بینِ هفت گلشن بودمگه گوشه نشینِ کنجِ گلخن بودمعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 35ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشتبا دست تهی کیسهٔ پر میپنداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 33
اگلی نظمگه خلوت بینِ هفت گلشن بودمگه گوشه نشینِ کنجِ گلخن بودمعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 35