عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 74شمارهٔ 74شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: افتهاندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: تا مرا یافتهانددر تافتنم به جمع بشتافتهاند2نقل کریںکمتر باشد ز ریسمانی که مراستآن نیز در اندرون من بافتهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: کار باید کردتادر آتش بر بفرازم گردنعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 73اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر خطا سوختمیجز خود دگری را به بلا سوختمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 75زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاندر طلب آن قوم که بشتافتهانداز هرچه جز اوست روی برتافتهاندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 539ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: کار باید کردتادر آتش بر بفرازم گردنعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 73
اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر خطا سوختمیجز خود دگری را به بلا سوختمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 75