عطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سچشممراصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس سیل که خاست هر نفس چشمم راوز سر ننشست این هوس چشمم را2نقل کریںاز بسیاری که چشم من آب بریختآبی بنماند پیش کس چشمم را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا کی ز تو روی بر زمین باید داشتسوز دل وآه آتشین باید داشتعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 30اگلی نظمزان روی که در روی تو چشمم نگریستاز گریهٔ من مردم چشمم بنزیستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا کی ز تو روی بر زمین باید داشتسوز دل وآه آتشین باید داشتعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 30
اگلی نظمزان روی که در روی تو چشمم نگریستاز گریهٔ من مردم چشمم بنزیستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 32