عطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 9شمارهٔ 9شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشمكنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا! نظری در دل درویشم کنیا چارهٔ جان چاره اندیشم کن2نقل کریںاین میدانم که خاک میباید شدگر خاک کنی خاک ره خویشم کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که اگرچه هست کارم بنظاماز ترس تو میطپم چو مرغی در دامعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 8اگلی نظمعمریست که شرح حال تو میگویمواندوه تو با خیال تو میگویمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 10ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که اگرچه هست کارم بنظاماز ترس تو میطپم چو مرغی در دامعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 8
اگلی نظمعمریست که شرح حال تو میگویمواندوه تو با خیال تو میگویمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 10