عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونماراباشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: «در درون ما را باشدر خاک نشین و غرقِ خون ما را باش»2نقل کریںبر من میزد تاکه ز من هیچ نماندچون هیچ شدم گفت: «کنون ما را باش!»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: چند تنها باشیگر قطره نباشی همه دریا باشیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 5اگلی نظمدوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخرروشن بکن ای یگانهٔ ما آخرعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: چند تنها باشیگر قطره نباشی همه دریا باشیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 5
اگلی نظمدوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخرروشن بکن ای یگانهٔ ما آخرعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 7