عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انگردمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا کی ز شبِ دراز گریان گردمدر تاریکی چو زلفِ جانان گردم2نقل کریںگر زنگی شب، چو صبح، خندان گرددمن چون زنگی سپید دندان گردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای صبح دمی به خنده بگشای لبیتا باز رهم من از چنین تیره شبیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 19اگلی نظمای صبح! مدم، مخند و مپسند آخریک روز لب از خنده فرو بند آخرعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای صبح دمی به خنده بگشای لبیتا باز رهم من از چنین تیره شبیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 19
اگلی نظمای صبح! مدم، مخند و مپسند آخریک روز لب از خنده فرو بند آخرعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 21