عطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اتیطلبدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل زنده شود کز تو حیاتی طلبدجان باز رهد کز تو نجاتی طلبد2نقل کریںگر بر سر ذرّهای فتد سایهٔ توخورشید، از آن ذرّه، زکاتی طلبد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان، محو شد و به هیچ رویت نشناختدل خون شد و قدرِ خاکِ کویت نشناختعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 5اگلی نظمعقلی که جهان کمینه سرمایهٔ اوستدر وصفِ تو، عجز،برترین پایهٔ اوستعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان، محو شد و به هیچ رویت نشناختدل خون شد و قدرِ خاکِ کویت نشناختعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 5
اگلی نظمعقلی که جهان کمینه سرمایهٔ اوستدر وصفِ تو، عجز،برترین پایهٔ اوستعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 7