عطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آنکه هزارگونه سودا داریمردان همه ماتم، تو تماشا داری2نقل کریںخوش میخور و میخفت، که داند تا تودر پیش چه وادی و چه دریا داری؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون تو غم بیشمار خود خواهی داشتدرد دل بیقرار خود خواهی داشتعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 29اگلی نظماز بس که غم دنیی مردار خورینه کار کنی و نه غم کار خوریعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 31زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهرچند که جور بی محابا داریکس رنجه نمی شود چه پروا دارینظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 129دوش آمد و گفت اگر دل ما داریکُل گرد چرا مذهبِ اَجزا داریعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 35ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون تو غم بیشمار خود خواهی داشتدرد دل بیقرار خود خواهی داشتعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 29
اگلی نظماز بس که غم دنیی مردار خورینه کار کنی و نه غم کار خوریعطار»مختارنامه»باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن»شمارهٔ 31
دوش آمد و گفت اگر دل ما داریکُل گرد چرا مذهبِ اَجزا داریعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 35