صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »عذر آوردن مرغان
  4. »حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد

حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکار: آزاده
Toggle stanza 1
11
هندوان را پادشاهی بود پیر
شد مگر در لشگر محمود اسیر
22
چون بر محمود بردندش سپاه
شد مسلمان عاقبت آن پادشاه
33
هم نشان آشنایی یافت او
وز دو عالم هم جدایی یافت او
44
بعد از آن در خیمهٔ تنها نشست
دل ازو برخاست ، در سودا نشست
55
روز و شب در گریه و در سوز بود
روز از شب، شب بتر از روز بود
66
چون بسی شد نالهای زار او
شد خبر محمود را از کار او
77
خواند محمودش به پیش خویش در
گفت صد ملکت دهم زان بیشتر
88
تو شهی، نوحه مکن بر خویش ازین
چند گریی، نیزمگری بیش ازین
99
خسرو هندوش گفت ای پادشاه
من نمی‌گریم ز بهر ملک و جاه
1010
زان همی‌گریم که فردا ذوالجلال
در قیامت گر کند از من سؤال
1111
گوید ای بد عهد مرد بی‌وفا
کاشته با چون منی تخم جفا
1212
تا نیامد پیش تو محمود باز
با جهانی پر سوار سرفراز
1313
تو نکردی یاد من، این چون بود
باری از خط وفا بیرون بود
1414
گرد می‌بایست کردن لشگری
بهر تو، تو خود ز بهر دیگری
1515
بی سپاهی یاد نامد از منت
دوستت خوانم بگو یادشمنت
1616
تا بکی از من وفا از تو جفا
در وفاداری چنین نبود روا
1717
گر رسد از حق تعالی این خطاب
چون دهم این بی‌وفایی راجواب
1818
چون کنم آن خجلت و تشویر را
گریه زانست ای جوان این پیر را
1919
حرف و انصاف وفاداری شنو
درس و دیوان نکوکاری شنو
2020
گر وفاداری تو عزم راه کن
ورنه بنشین دست ازین کوتاه کن
2121
هرچ بیرون شد ز فهرست وفا
نیست در باب جوان مردی روا
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

احمد حنبل امام عصر بود

شرح فضل او برون از حصر بود

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می‌رفت

اگلی نظم

غازیی از کافری بس سرفراز

خواست مهلت تا که بگزارد نماز

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادند

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00