عطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر میخواستندحکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر میخواستندشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیک شبی پروانگان جمع آمدنددر مضیفی طالب شمع آمدند2نقل کریںجمله میگفتند میباید یکیکو خبر آرد ز مطلوب اندکی3نقل کریںشد یکی پروانه تا قصری ز دوردر فضاء قصر یافت از شمع نور4نقل کریںبازگشت و دفتر خود بازکردوصف او بر قدر فهم آغاز کرد5نقل کریںناقدی کو داشت در جمع مهیگفت او را نیست از شمع آگهی6نقل کریںشد یکی دیگر گذشت از نور درخویش را بر شمع زد از دور در7نقل کریںپر زنان در پرتو مطلوب شدشمع غالب گشت و او مغلوب شد8نقل کریںبازگشت او نیز و مشتی راز گفتاز وصال شمع شرحی باز گفت9نقل کریںناقدش گفت این نشان نیست ای عزیزهمچو آن یک کی نشان دادی تو نیز10نقل کریںدیگری برخاست میشد مست مستپای کوبان بر سر آتش نشست11نقل کریںدست درکش کرد با آتش به همخویشتن گم کرد با او خوش به هم12نقل کریںچون گرفت آتش ز سر تا پای اوسرخ شد چون آتشی اعضای او13نقل کریںناقد ایشان چو دید او را ز دورشمع با خود کرده هم رنگش ز نور14نقل کریںگفت این پروانه در کارست و بسکس چه داند، این خبر دارست و بس15نقل کریںآنک شد هم بیخبر هم بیاثراز میان جمله او دارد خبر16نقل کریںتا نگردی بیخبر از جسم و جانکی خبر یابی ز جانان یک زمان17نقل کریںهرکه از مویی نشانت باز دادصد خط اندر خون جانت باز داد18نقل کریںنیست محرم نفس کس این جایگاهدر نگنجد هیچ کس این جایگاه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشقی روزی مگر خون میگریستزو کسی پرسید کین گریه زچیستعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار عاشقی که از بیم قیامت میگریستاگلی نظمصوفیی میرفت چون بیحاصلیزد قفای محکمش سنگین دلیعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زدآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیافسر آریاآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعاشقی روزی مگر خون میگریستزو کسی پرسید کین گریه زچیستعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار عاشقی که از بیم قیامت میگریست
اگلی نظمصوفیی میرفت چون بیحاصلیزد قفای محکمش سنگین دلیعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد