عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عنکبوت و خانهٔ اوحکایت عنکبوت و خانهٔ اوشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدیدهٔ آن عنکبوت بیقراردر خیالی میگذارد روزگار22نقل کریںپیش گیرد وهم دوراندیش راخانهای سازد به کنجی خویش را33نقل کریںبوالعجب دامی بسازد از هوستا مگر در دامش افتد یک مگس44نقل کریںچون مگس افتد به دامش سرنگونبرمکد از عرق آن سرگشته خون55نقل کریںبعد از آن خشکش کند بر جایگاهقوت خود سازد از و تا دیرگاه66نقل کریںناگهی باشد که آن صاحب سرایچوب اندر دست، استاده بپای77نقل کریںخانهٔ آن عنکبوت و آن مگسجمله ناپیدا کند در یک نفس88نقل کریںهست دنیا، وانک دروی ساخت قوتچون مگس در خانهٔ آن عنکبوت99نقل کریںگر همه دنیا مسلم آیدتگم شود تا چشم بر هم آیدت1010نقل کریںگر به شاهی سرفرازی میکنیطفل راه پرده بازی میکنی1111نقل کریںملک مطلب گر نخوردی مغز خرملک گاوان را دهند ای بیخبر1212نقل کریںهرک از کوس و علم درویش نیستمرد او ، کان بانگ بادی بیش نیست1313نقل کریںهست بادی در علم، در کوس بانگباد بانگی کمتر ارزد نیم دانگ1414نقل کریںابلق بیهودگی چندین متازدر غرور خواجگی چندین مناز1515نقل کریںپوست آخر درکشیدند از پلنگدرکشند آخر ز تو هم بیدرنگ1616نقل کریںچون محال آمد پدیدار آمدنگم شدن به یا نگو سار آمدن1717نقل کریںنیست ممکن سرفرازی کردنتسر بنه تا کی ز بازی کردنت1818نقل کریںیا بنه این سروری دیگر مکنیا ز سربازی بنه در سرمکن1919نقل کریںای سرای و باغ تو زندان تووای جانت، وابلای جان تو2020نقل کریںدر گذر زین خاکدان پر غرورچند پیمایی جهان ای ناصبور2121نقل کریںچشم همت برگشای و ره ببینپس قدم در ره نه و درگه ببین2222نقل کریںچون رسانیدی بدان درگاه جانخود نگنجی تو ز عزت در جهان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکرد آن بازاریی آشفته کاراز سر عجبی سرایی زر نگارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت بازاریی که سرای زرنگار کرداگلی نظمبس سبک مردی گران جان میدویددر بیابانی به درویشی رسیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسید◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکرد آن بازاریی آشفته کاراز سر عجبی سرایی زر نگارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت بازاریی که سرای زرنگار کرد
اگلی نظمبس سبک مردی گران جان میدویددر بیابانی به درویشی رسیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسید