عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی شیخ غوری با سنجرگفتگوی شیخ غوری با سنجرشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشیخ غوری، آن به کلی گشته کلرفت با دیوانگان در زیر پل22نقل کریںاز قضا میرفت سنجر با شکوهگفت زیر پل چه قومند این گروه33نقل کریںشیخ گفتش بی سر و بی پا همهاز دو بیرون نیست جان ما همه44نقل کریںگر تو ما را دوست داری بر دوامزود از دنیا برآریمت مدام55نقل کریںور تو ما را دشمنی نه دوست دارزود از دینت برآریم اینت کار66نقل کریںدوستی و دشمنی ما را ببینپای درنه خویش را رسوا ببین77نقل کریںگر بزیر پل درآیی یک نفسوارهی زین طم طراق و زین هوس88نقل کریںسنجرش گفتا نیم مرد شماحب و بغضم نیست درخورد شما99نقل کریںنه شما را دوستم نه دشمنمرفتم اینک تا نسوزد خرمنم1010نقل کریںاز شما هم فخر و هم عاریم نیستبا بدو نیک شما کاریم نیست1111نقل کریںهمت آمد همچو مرغی تیز پرهر زمان در سیر خود سر تیزتر1212نقل کریںگر بپرد جز ببینش کی بوددر درون آفرینش کی بود1313نقل کریںسیر او ز آفاق گیتی برترستکو ز هشیاری و مستی برترست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن یکی دایم ز بیخویشی خویشناله میکردی ز درویشی خویشعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقراگلی نظمنیم شب دیوانهای خوش میگریستگفت این عالم بگویم من که چیستعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سخن دیوانهای دربارهٔ عالم◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن یکی دایم ز بیخویشی خویشناله میکردی ز درویشی خویشعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقر
اگلی نظمنیم شب دیوانهای خوش میگریستگفت این عالم بگویم من که چیستعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سخن دیوانهای دربارهٔ عالم