عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سخن دیوانهای دربارهٔ عالمسخن دیوانهای دربارهٔ عالمشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیم شب دیوانهای خوش میگریستگفت این عالم بگویم من که چیست2نقل کریںحقهای سر برنهاده، ما درومیپزیم از جهل خود سودا درو3نقل کریںچون سراین حقه برگیرد اجلهر که پر دارد بپرد تا ازل4نقل کریںوانک او بی پر بود، در صد بلادر میان حقه ماند مبتلا5نقل کریںمرغ همت را به معنی بال دهعقل را دل بخش و جان را حال ده6نقل کریںپیش از آن کز حقه برگیرند سرمرغ ره گرد و برآور بال و پر7نقل کریںیا نه، بال و پر بسوز و خویش همتا تو باشی از همه در پیش هم8نقل کریںدیگری گفتش که انصاف و وفاچون بود در حضرت آن پادشا9نقل کریںحق تعالی داد انصافم بسیبیوفایی هم نکردم با کسی10نقل کریںدر کسی چون جمع آمد این صفترتبت او چون بود در معرفت11نقل کریںگفت انصافست سلطان نجاتهر که منصف شد برست از ترهات12نقل کریںاز تو گر انصاف آید در وجودبه ز عمری در رکوع و در سجود13نقل کریںخود فتوت نیست در هر دو جهانبرتر از انصاف دادن در نهان14نقل کریںوانک او انصاف بدهد آشکاراز ریا کم خالی افتد، یاد دار15نقل کریںنستدند انصاف، مردان از کسیلیک خود میدادهاند الحق بسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشیخ غوری، آن به کلی گشته کلرفت با دیوانگان در زیر پلعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی شیخ غوری با سنجراگلی نظماحمد حنبل امام عصر بودشرح فضل او برون از حصر بودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی میرفتآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشیخ غوری، آن به کلی گشته کلرفت با دیوانگان در زیر پلعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی شیخ غوری با سنجر
اگلی نظماحمد حنبل امام عصر بودشرح فضل او برون از حصر بودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی میرفت