عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت غافلی که از ابلیس گله داشتحکایت غافلی که از ابلیس گله داشتشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغافلی شد پیش آن صاحب چلهکرد از ابلیس بسیاری گله2نقل کریںگفت ابلیسم زد از تلبیس راهکرد دین بر من به طراری تباه3نقل کریںمرد گفتش ای جوانمرد عزیزآمده بد پیش ازین ابلیس نیز4نقل کریںمشتکی بود از تو و آزرده بودخاک از ظلم تو بر سر کرده بود5نقل کریںگفت دنیا جمله اقطاع منستمرد من نیست آنک دنیا دشمنست6نقل کریںتو بگو او را که عزم راه کندست از دنیای من کوتاه کن7نقل کریںمن به دینش میکنم آهنگ سختزانک در دنیای من زد چنگ سخت8نقل کریںهرک بیرون شد ز اقطاعم تمامنیست با او هیچ کارم والسلام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دو روبه چون به هم همبر شدندپس به عشرت جفت یک دیگر شدندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دو روباه که شکار خسرو شدنداگلی نظممالک دینار را گفت آن عزیزمن ندانم حال خود، چونی تو نیزعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»احوال مالک دینارآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن دو روبه چون به هم همبر شدندپس به عشرت جفت یک دیگر شدندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند
اگلی نظممالک دینار را گفت آن عزیزمن ندانم حال خود، چونی تو نیزعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»احوال مالک دینار