صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »بیان وادی حیرت
  4. »مادری که بر خاک دختر می‌گریست

مادری که بر خاک دختر می‌گریست

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکاران: فاطمه زندی، آزاده
Toggle stanza 1
11
مادری بر خاک دختر می‌گریست
راه بینی سوی آن زن بنگریست
22
گفت این زن برد از مردان سبق
زانک چون ما نیست و می‌داند به حق
33
کز کدامین گم شده ماندست دور
وز که افتادست زین سان نا صبور
44
فرخ او چون حال می‌داند که چیست
داند او تا بر که می‌باید گریست
55
مشکل آمد قصهٔ این غم زده
روز و شب بنشسته‌ام ماتم زده
66
نه مرا معلوم تا در درد کار
بر که می‌گریم چو باران زار زار
77
من نه آگاهم چنین گریان شده
کز که دور افتاده‌ام حیران شده
88
این زن از چون من هزاران گوی برد
زانکه از گم گشتهٔ خود بوی برد
99
من نبردم بوی و این حسرت مرا
خون بریخت و کشت در حیرت مرا
1010
در چنین منزل که شد دل ناپدید
بل که هم شد نیز منزل ناپدید
1111
ریسمان عقل را سر گم شدست
خانهٔ پندار را در گم شدست
1212
هرکه او آنجا رسد سرگم کند
چار حد خویش را در گم کند
1313
گر کسی اینجا رهی دریافتی
سر کل در یک نفس دریافتی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

«خسروی کافاق در فرمانش بود

دختری چون ماه در ایوانش بود

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی حیرت»حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بی‌خبری

اگلی نظم

صوفیی می‌رفت، آوازی شنید

کان یکی می‌گفت گم کردم کلید

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی حیرت»گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00