عطار»منطقالطیر»بیان وادی حیرت»مادری که بر خاک دختر میگریستمادری که بر خاک دختر میگریستشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمادری بر خاک دختر میگریستراه بینی سوی آن زن بنگریست22نقل کریںگفت این زن برد از مردان سبقزانک چون ما نیست و میداند به حق33نقل کریںکز کدامین گم شده ماندست دوروز که افتادست زین سان نا صبور44نقل کریںفرخ او چون حال میداند که چیستداند او تا بر که میباید گریست55نقل کریںمشکل آمد قصهٔ این غم زدهروز و شب بنشستهام ماتم زده66نقل کریںنه مرا معلوم تا در درد کاربر که میگریم چو باران زار زار77نقل کریںمن نه آگاهم چنین گریان شدهکز که دور افتادهام حیران شده88نقل کریںاین زن از چون من هزاران گوی بردزانکه از گم گشتهٔ خود بوی برد99نقل کریںمن نبردم بوی و این حسرت مراخون بریخت و کشت در حیرت مرا1010نقل کریںدر چنین منزل که شد دل ناپدیدبل که هم شد نیز منزل ناپدید1111نقل کریںریسمان عقل را سر گم شدستخانهٔ پندار را در گم شدست1212نقل کریںهرکه او آنجا رسد سرگم کندچار حد خویش را در گم کند1313نقل کریںگر کسی اینجا رهی دریافتیسر کل در یک نفس دریافتی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظم«خسروی کافاق در فرمانش بوددختری چون ماه در ایوانش بودعطار»منطقالطیر»بیان وادی حیرت»حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبریاگلی نظمصوفیی میرفت، آوازی شنیدکان یکی میگفت گم کردم کلیدعطار»منطقالطیر»بیان وادی حیرت»گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظم«خسروی کافاق در فرمانش بوددختری چون ماه در ایوانش بودعطار»منطقالطیر»بیان وادی حیرت»حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبری
اگلی نظمصوفیی میرفت، آوازی شنیدکان یکی میگفت گم کردم کلیدعطار»منطقالطیر»بیان وادی حیرت»گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود