صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »عذر آوردن مرغان
  4. »حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست

حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکاران: فاطمه زندی، آزاده
Toggle stanza 1
11
محتسب آن مرد را می‌زد به زور
مست گفت ای محتسب کم کن تو شور
22
زانک کز نام حرام این جایگاه
مستی آوردی و افکندی ز راه
33
بودیی تو مست‌تر از من بسی
لیک آن مستی نمی‌بیند کسی
44
در جفای من مرو زین بیش نیز
داد بستان اندکی از خویش نیز
55
دیگری گفتش که ای سرهنگ راه
زو چه خواهم گر رسم آن جایگاه
66
چون شود بر من جهان روشن ازو
می‌ندانم تا چه خواهم من ازو
77
از نکوتر چیز اگر آگاهمی
چون رسیدم من بدو، آن خواهمی
88
گفت ای جاهل نه‌ای آگاه ازو
زو که چیزی خواهد، او را خواه ازو
99
مرد را درخواست آگاهی به است
کو زهر چیزی که می‌خواهی به است
1010
در همه عالم گر آگاهی ازو
زو چه به دانی که آن خواهی ازو
1111
هرک در خلوت سرای او شود
ذره ذره آشنای او شود
1212
هرک بویی یافت از خاک درش
کی به رشوت بازگردد از درش
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود مردی شیردل خصم افکنی

گشت عاشق پنج سال او بر زنی

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید

اگلی نظم

وقت مردن بوعلی رودبار

گفت جانم بر لب آمد ز انتظار

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگ

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00