عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگگفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںوقت مردن بوعلی رودبارگفت جانم بر لب آمد ز انتظار2نقل کریںآسمان را در همه بگشادهانددر بهشتم مسندی بنهادهاند3نقل کریںهمچو بلبل قدسیان خوش سرایبانگ میدارند کای عاشق درآی4نقل کریںشکر میکن پس به شادی میخرامزانک هرگز کس ندیدست این مقام5نقل کریںگرچه این انعام و این توفیق هستمیندارد جانم از تحقیق دست6نقل کریںزانک میگوید ترا با این چه کاردادهای عمری درازم انتظار7نقل کریںنیست برگم تا چو اهل شهوتیسر فرو آرم به اندک رشوتی8نقل کریںعشق تو با جان من در هم سرشتمن نه دوزخ دانم اینجا نه بهشت9نقل کریںگر بسوزی همچو خاکستر مرادر نیابد جز تو کس دیگر مرا10نقل کریںمن ترادانم، نه دین، نه کافرینگذرم من زین، اگر تو بگذری11نقل کریںمن ترا خواهم، ترا دانم، تراهم تو جانم را و هم جانم ترا12نقل کریںحاجت من در همه عالم توییاین جهانم و آن جهانم هم تویی13نقل کریںحاجت این دل شده، مویی برآریک نفس با من به هم هویی برآر14نقل کریںجان من گر سرکشد مویی ز توجان ببر، هایی ز من هویی ز تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممحتسب آن مرد را میزد به زورمست گفت ای محتسب کم کن تو شورعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستاگلی نظمحق تعالی گفت ای داود پاکبندگانم را بگو کای مشت خاکعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»پیام خداوند به بندگان توسط داودآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممحتسب آن مرد را میزد به زورمست گفت ای محتسب کم کن تو شورعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست
اگلی نظمحق تعالی گفت ای داود پاکبندگانم را بگو کای مشت خاکعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»پیام خداوند به بندگان توسط داود