عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندحکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیافتند آن بت که نامش بود لاتلشگر محمود اندر سومنات2نقل کریںهندوان از بهر بت برخاستندده رهش هم سنگ زر میخواستند3نقل کریںهیچ گونه شاه مینفروختشآتشی برکرد و حالی سوختش4نقل کریںسرکشی گفتش نمیبایست سوختزر به از بت، میببایستش فروخت5نقل کریںگفت ترسیدم که در روز شماربر سر آن جمع گوید کردگار6نقل کریںآزر و محمود را دارید گوشزانک هست آن بت تراش این بت فروش7نقل کریںگفت چون محمود آتش برفروختوآن بت آتش پرستان را بسوخت8نقل کریںبیست من جوهر بیامد از میانشخواست شد از دست حالی رایگانش9نقل کریںشاه گفتا لایق لات این بودوز خدای من مکافات این بود10نقل کریںبشکن آن بتها که داری سر به سرتا چو بت در پا نه افتی در به در11نقل کریںنفس چون بت را بسوز از شوق دوستتا بسی جوهر فرو ریزد ز پوست12نقل کریںچون به گوش جان شنیدستی الستاز بلی گفتن مکن کوتاه دست13نقل کریںبستهای عهد الست از پیش تواز بلی سر درمکش زین بیش تو14نقل کریںچون بدو اقرار آوردی درستکی شود انکارآن کردی درست15نقل کریںای به اول کرده اقرار الستپس به آخر کرده انکار الست16نقل کریںچون در اول بستهای میثاق توچون توانی شد در آخر عاق تو17نقل کریںناگزیرت اوست، پس با او بسازهرچ پذرفتی وفا کن، کژ مباز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخالق آفاق من فوق الحجابکرد با داود پیغامبر خطابعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»خطاب خالق با داوداگلی نظمگفت چون محمود شاه خسروانرفت از غزنین به حرب هندوانعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخالق آفاق من فوق الحجابکرد با داود پیغامبر خطابعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»خطاب خالق با داود
اگلی نظمگفت چون محمود شاه خسروانرفت از غزنین به حرب هندوانعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهد